
|
اینی كه من ميدونم سایت کولیزک تفت * www.kolizok.ir *
|
||
|
نوشته شده در تاريخ 88/06/14 توسط مهدي
نوشته شده در تاريخ 88/06/10 توسط مهدي
6 سال گذشت چه زود به اندازه یه چشم به هم زدن اولین روزهای شهریور سال 82 بود. که لباس مقدس سربازی را تن کردم و پا به این خدمت مقدس نهادم دوران آموزشی هرچندمشکل تحمل دور از خانواده را داشتم اما خیلی زود و راحت گذشت .یادمیاد درست روز تقسیم بود که دل به حرفای دوستم که میگفت چابهار منطقه محروم است وسه ماه ازاز کل خدمت کاسته میشود ، دادم و به صف افراد اعزامی به منطقه چابهار پیوستم. بعد از چند روز اعزام شدیم. چشمتون روز بد نبیند. درست در بدر ورود نیرو های جدید با تعداد زیادی کلاغ پر و بشین پاشو و سینه خیز پذیرایی شدیم.تعداد آنها انقدر زیاد بود که من و دوستم شب تا صبح از فرد درد پا خواب به چشمهامون نیامد و به دنبال چاره ، فرار را انتخاب کردیم فکر فرار ذهنمون را سخت مشغول کرده بود . روز دوم که قصد اجرای افکار خود را داشتیم قبل از انجام این کار معاون عقیدتی سیاسی پایگاه دهم شکاری که آخر فامیلش با پسوند گاریزی آغشته بود. برای سربازهای جدید سخنرانی کرد در ان میان متوجه لحجه یزدی من و دوستم شد.من را صدا زد و از اهل و دیارم پرسید من هم با افتخار نام تفت را به زبان آوردم . از دیگر همشهریانم در آن جمع پرسید که با انگشتم دوستم را نشان دادم.بعد از چند لحظه مکث به من و دوست گفت شما دوتا هرچه سریع تر خودتان را به دفتر من معرفی کنید . بعد از اون مراسم خودمونو سریع به اونجارسوندیم بعد از اعدای احترام و معرفی. من و دوستم را نه به عنوان دوسرباز بلکه بعنوان دوتا همشهری تحویل گرفت . بعد از مدتی و رایزنی های که انجام داد من شدم راننده خصوصی جناب سرهنگ .. معاون عقیدتی سیاسی پایگاه دهم شکاری و دوستم راننده سرویس مهد کودک بچه های کار مندان پایگاه . خلاصه تا آخرخدمت خم به ابروی من و دوستم نیامد حتی نه تنها فکر فرار، حتی دلمون هم نمیخواست به مرخصی اجباری بریم.چه خوب چه بعد به یک چشم به هم زدن گذشت خیلی زود.... شما خانمای محترم شعر زیرو بخونین و دلتون به حال ما پسرا بسوزه اینقدر درس بخون تا درسات تمام شه!دلت خوشه مدرکت تو دستته بعد از این همه درس خوندن تازه باید فکر دو سال سربازی رو هم بکنی.بعد سربازی هم که اول از همه مامان میگه باید کم کم ........ خلاصه این شعرو بخونین و واسه ما های های اشک بریزین. یه روزی من به حوزه رفتم و اعزام گشتــم به چابهار رفتم و سرباز گشتــم لبـاس سـربازي دادند بپـوشــم لبـاس شخصي ام را مي فروشــم چه بد كردم به اینجا آمدم من بــه پاي خود به زندان آمدم من دم دروازه چابهار رسيدم صداي طبل و شيپور را شنيــــــدم به خود گفتم صداي طبل وشـيپور نظام است دو ســال خـــوب و خـــوش بر من حرام است نگو پـادگان بگو شهر پر از غم بشين پاشو زياد است نون و آب كم كلاغ پـر ميروم قـاشق به دندان براي خوردن يـك لـقمه اي نان كنم آنكارد ملا فه صاف و ميزان بـراي ديدن افسر نگهبـان خداونـدا ز دست این نظافت ندارم روز و شب من هم استراحت به اين واكس پوتين ها در عذابم كه با بند بلندش من چه سازم نـگو خدمت بگو سرچشمه غم نگهباني زياد است مرخصي كم گروهبـانان مرابيچاره كردند لبـاس شخصي ام را پاره كردند به صف كردنـد تراشيدند سرها لباس سربازي كردند به تنها لبـاس سربازي به رنگ آسمون برادر غم مخور رفـتيم به زنـدون گروهبانان زدندسيلي به گوشــم خيال كردند كه من قاچاق فروشـم بسوزد خانه آن كس كه سربازي بنا كرد تمـام مادران را چشم به راه كرد نوشتم خاطراتم رو برگ خرما چقدر دير مي گذره اين ۱۶ ماه حالا خودمونیما:یکی ازپرخاطره ترین دوران عمر یه مرد همین دوران سربازیشه! نکته:حالا اگه ما دوران خاطره انگیز نخوایم باید کی رو ببینیم؟؟!!
نوشته شده در تاريخ 88/06/04 توسط مهدي
نوشته شده در تاريخ 88/06/02 توسط مهدي
از این پس صدای شجریان را در صدا و سیما نمیشنوید؛ صدا و سیما: حتی دعای ربنایِ شجریان را هم پخش نمیکنیم در پی اعتراض و شكایت استاد محمدرضا شجریان نسبت به پخش آواز و موسیقی آثارش از شبكههای صداوسیما در ماه گذشته و شكایت او از معاون صدا، محمدحسین صوفی گفت: از این پس حتی در ماه رمضان صدای محمدرضا شجریان از شبكههای رادیویی پخش نمیشود. معاون صدا كه رییس اسبق مركز موسیقی صداوسیما نیز بود با اظهار این كه « برای تولید برخی از آثار استاد شجریان سازمان صدا و سیما و بعضی دیگر خود ایشان، هزینه كرده است» گفت: با این حال از این پس هیچ یك از این دو دسته آثار از رادیو پخش نمیشود. به گزارش ایسنا، پنجم مرداد ماه 88 محمدحسین آقاسی- وكیل محمدرضا شجریان- با اشاره به شكایت موكلش از معاون رادیو رییس سازمان صداوسیما و روزنامهی كیهان گفته بود: بازپرس پرونده از صداوسیما مجوز پخش آثار استاد شجریان را درخواست كرده است. او با استناد به ماده 23 قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان به ایسنا گفته بود: صوفی را از جهت اینكه معاون رییس سازمان صداوسیما بوده و تمام موسیقیهای قابل پخش در این سازمان در زمان تصدی او با تایید وی در اداره متبوعش پخش میشده، شكایت كردیم و در شكواییه اعلام كردیم از ایشان و هر كسی كه تصمیم به پخش آثار استاد شجریان گرفته، شكایت داریم. این اقدام در پی نامهی اعتراض آمیز 25 خرداد ماه استاد آواز ایران به عزتالله ضرغامی-رییس سازمان صدا و سیما- صورت گرفت كه در بخشهایی از آن آمده بود:« اینجانب در سال 1374 نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود از صدا و سیما نیستم. مجددا تقاضای خود را تکرار کرده و تاکید می کنم آن سازمان هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و شایسته است به حکم شرع و قانون سریعا کلیه واحدهای آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند.» پیش از این نیز شجریان در نامهیی به علی لاریجانی- رییس وقت سازمان صدا و سیما- از او خواسته بود به شبکههای مختلف رادیو و تلویزیون دستور دهد به جز دعای «ربنا» و مثنوی افشاری - که در ایام ماه رمضان و هنگام افطار از شبکههای مختلف روی آنتن میرود، از پخش آثار دیگر او خودداری کنند. استاد آواز ایران در این نامه آورده بود: «سازمان صدا و سیما موظف است برای پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادی آثارشان را هم برای هر نوبت پخش آثارشان رعایت کند.» این در حالیست كه مهرماه سال 86 كرم رضا پیریایی- رییس سابق مركز موسیقی- در نشستی مطبوعاتی با بیان این كه با استاد شجریان نیز مشكلی نداریم، گفته بود: استاد ناراضی نیستند و در طول شبانه روز، رادیو پیام كارهای استاد شجریان را پخش میكند. . استاد آواز ایران در این نامه آورده بود: «سازمان صدا و سیما موظف است برای پخش آثار هنرمندان از آنان کسب اجازه کند و حقوق مادی آثارشان را هم برای هر نوبت پخش آثارشان رعایت کند.» این در حالیست كه مهرماه سال 86 كرم رضا پیریایی- رییس سابق مركز موسیقی- در نشستی مطبوعاتی با بیان این كه با استاد شجریان نیز مشكلی نداریم، گفته بود: استاد ناراضی نیستند و در طول شبانه روز، رادیو پیام كارهای استاد شجریان را پخش میكند. دانلود دعای زیبای ربنا با صدای استاد شجریان نوشته شده در تاريخ 88/05/31 توسط مهدي
ذهنت را به روزه دعوت نما آنگاه رمضان را درک خواهی نمود
نوشته شده در تاريخ 88/05/25 توسط مهدي
روزگاري پيرمردي زندگي مي كردكه مي دانست عمرش به پايان رسيده است. پس فرزندانش راصداكردوگفت:«من هيچ ثروتي ندارم كه به شمابدهم، اماچهارقانون زندگي رابه شماهديه مي كنم. اگربرمبناي انهازندگي كنيدازشادترين مردم خواهيدبودوشادماني همه ي ان چيزي است كه بشربه ان نيازدارد.» نخست،هيچگاه ازانچه ديگران مي گويندنترسيد. ديگران منحصرادرترس وتصورشماوجوددارند.تنها،كاري كه انجام مي دهيد به حساب مي ايد.به هرانچه درست به نظرمي رسدعمل كنيد. ان رادرحضورزنده ي خداوندانجام دهيدوبه خودبگوييد: ديگران حرف مي زنند،چه مي گويند؟بگذارحرف بزنند. دوم،به دنبال چيزهاي مادي نباشيد.شماتصورمي كنيدكه صاحب انها هستيد درحقيقت ان هاصاحب شماهستند. هرچه بيشترمال اندوزي كنيد،ازادي شماكمترمي شود. هيچ گاه ازادي خودراتسليم نكنيدو به هرچه درزندگي پيش مي ايدخوشامد گوييد. سوم،چيزهاي جدي رااسان بگيريدوچيزهاي اسان راجدي بگيريد. اين چيزهاي كوچك است كه به حساب مي ايد. چهارم،هروقت مي توانيدبخنديد.هميشه ابتدابه خودبخنديدوسپس به ديگران. درموردهركس چيزخنده داري وجوددارد. ازوابستگي وتعلقات رهاباشيدوازداشتن تقصيروعيب نترسيد. خنده گونه اي تقويت كننده ي جسم،ذهن وروح است. روزي كه نخنديد،درواقع روزي به هدررفته است. خنده خورشيدي است كه زمستان راازچهره ي ادمي بيرون مي راند. نوشته شده در تاريخ 88/05/19 توسط مهدي
همشهریان عزیز تو جه داشته باشند مهمترين علت انتقال بيماري آنفولانزاي خوكي، تماس افراد آلوده به اين ويروس با افراد سالم است، افراد سالم بايد با رعايت امور بهداشتي، از انتقال و گسترش اين بيماري پيشگيري كنند. انتقال و سرايت آنفولانزاي خوكي مشابهت زيادي به آنفولانزا دارد و افراد سالم بايد از ملاقات با افراد مشكوك به ابتلا به آنفولانزاي خوكي جدا خودداري كنند. طبق اخبار رسیده آقای منتظر که یه فرد خلاق و مبتکراست قرار است به صورت انلاین در یاهو حضور پیدا کند تا افراد به صورت انلاین با وی عیادت کرده و زیارت قبول کنند . تا از شیوع این بیماری جلو گیری شود. خوشبختانه این بیمار برای هرکه آب نداشته لااقل برای این زوار عزیز آقا مسعود و میگم نون داشته چون دیگه از خرید میوه و شیرینی و ...معاف شده است. آقای منتظر شاید من نتونم بیام یاهو مسنجر از همین جا به شما و خانواده محترم زیارت قبول عرض کرده و امیدوارم به قول بابام دائم و الزیاره باشید. اینم ادرس ای دی مسعود منتظر masoud_tafti وبلاگ مسعود منتظر به نام تفت زیبا نوشته شده در تاريخ 88/05/14 توسط مهدي
تا کجای عمر باید هر شب در انتظار تو ستاره بشماریم٬ تا کدام روز و ماه باید مسافر دنیای غفلتها باشیم ٬ یا مولا ! بیا ٬ که سقف آسمان زندگیمان را ابر جهل و فساد پوشاند !بیا٬ که زمین تشنه باران است ! بیا ٬ که جگرهایمان را فراق ٬ رتگ سرخش را باخته است ٬ بیا از درون سوخته ایم ٬ مولا بیا ای مرهم دلهای خسته ! نمی دانم قلم سنگی برای دوری تو چه می نویسد ٬ ولی همین را می دانم که او نیز هجاهای نام تو را دوت دارد و بی معطلی می نگارد . بیا ٬ که قلب شیشه ای انتظارمان در هر بار ترکی برمی دارد و صبرمان را خزان به یغما می برد . نوشته شده در تاريخ 88/05/14 توسط مهدي
بر این باوریم حوادث اخیر کشور لزوم حرکت آحاد ملت و همچنین نهادهای حکومتی در چارچوب قوانین جاری و رسمی کشور بر همگان هویدا شد. برانگیختن هیجانات مردم جهت امور مختلف اگر در چارچوب قانون نباشد منجر به بروز خطراتی در ابعاد مختلف می شود. بدنبال برانگیختن مردم نیر توسط برخی مراجع تصمیم ساز و تصمیم گیر جهت ارتقاء این بخش به شهرستان و التهاباتی که به همراه داشت اخیرا متوجه مصوبه مسکوتی شدیم که سیاست یک بام و دو هوای مدیران استان را آشکار می کند. این مصوبه مورخ ۷/۱۰/۸۷ هیئت محترم وزیران مبنی بر ارتقاء دهستان گاریزات به بخش است که تاکنون مسؤولین نسبت به آن اقدام مؤثری انجام نداده اند. نوشته شده در تاريخ 88/05/12 توسط مهدي
|
||